X
تبلیغات
رایتل

کلبهء عشق ما
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

سلام

دوستای خوبمون دیعه جان آزاده مهربون دایی حامد با وفا و بقبه دوست جونیها که اگر بخوام اسم همه رو ببرم نه وقت میشه و نه جا پس عذر ما را بپذیرین

خدا رو شکر همه چیز بر وفق مراده

 مدتیه کارم رو در دفتر وکالت با یکی از اساتیدم که الان دیگه با هم بیشتر دوست هستیم آغاز کردم اولین پرونده ای که شروع کردم به قول همکارم از خوش شانسی من بسیار سنگین بود ولی خدا رو شکر با وقتی که براش گذاشتیم و مطالعه دقیق و پیگیر بسیار عالی دردادگاه کیفری تونستم از موکلم دفاع کنم خیلی حس خوبی داشتم  نمیدونم چرا روز دادگاه با اینکه اولین جلسه دفاعم بود برعکس 4تا دیگه از همکارای کهنه کارم که وکلای مقابل ما بودن اصلا استرس نداشتم با اینکه  شنیده بودم قاضی پرونده ما بسیار انسان جدی ریز بین و بد اخلاقیه  با دیدنش اصلا حس بدی نداشتم و بر عکس از صلابتش بسیار خوشم اومد.

دیروزطی تماس یکی از دوستان از دادگاه فهمیدم موکلم براءت گرفته .............................................................................از خوشحالی تو خونه مثل بچگیام در حالیکه از خوشحالی جیغ میزدم بالا و پایین میپریدم اولین کاری که کردم به مهربان همسرم زنگ زدم میدونستم خوشحال میشه  ایشونم تو جلسه بود ولی وقتی هیجان منو شنید از جلسه بیرون اومد و خودش مجدد بهم زنگ زد و کلی دست مریزاد و خسته نباشید و تبریک گفت شب هم با یک جعبه شیرینی اومد خونه خلاصه روز و شب بسیار خوبی بود


[ پنج‌شنبه 21 آذر 1392 ] [ 10:29 ق.ظ ] [ سمیه ]
درباره وبلاگ

31 سالمه همسری دارم به پاکی باران که عاشق هم هستیم و با عشقی پاک در کنار دختری مهربون و با احساس مثل پدرش با هم زندگی آرومی داریم عاشق درس خوندن و کتابم از محیطهای زنونه خوش نمیاد تو شغلم از آقا بالا سر و رییس داشتن بیزار بوده و هستم برا همین و خیلی دلایل دیگه شروع دوباره در تحصیلم داشتم و عاشق رشته ام هستم و عالی پیش رفتم به گونه ای که در 6 ترم با معدلی خوب درسم رو در رشته حقوق تموم کردم البته هرانجه دارم در اول مدیون خدای مهربونم هستم و بعد همسر صبور و فداکارم که در تمام زندگیم رد پای مهربانی همکاری و صداقتش هست و پدری نمونه برا دخترمون که همیشه میتونه به داشتن چنین پدری مدیر باشعور و مهربان به خودش بباله دوستتون دارممممممممممممممممم
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 152911

free counters "  Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker اولین پرونده و اولین رای برنده - کلبهء عشق ما
X
تبلیغات
رایتل
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

سلام

دوستای خوبمون دیعه جان آزاده مهربون دایی حامد با وفا و بقبه دوست جونیها که اگر بخوام اسم همه رو ببرم نه وقت میشه و نه جا پس عذر ما را بپذیرین

خدا رو شکر همه چیز بر وفق مراده

 مدتیه کارم رو در دفتر وکالت با یکی از اساتیدم که الان دیگه با هم بیشتر دوست هستیم آغاز کردم اولین پرونده ای که شروع کردم به قول همکارم از خوش شانسی من بسیار سنگین بود ولی خدا رو شکر با وقتی که براش گذاشتیم و مطالعه دقیق و پیگیر بسیار عالی دردادگاه کیفری تونستم از موکلم دفاع کنم خیلی حس خوبی داشتم  نمیدونم چرا روز دادگاه با اینکه اولین جلسه دفاعم بود برعکس 4تا دیگه از همکارای کهنه کارم که وکلای مقابل ما بودن اصلا استرس نداشتم با اینکه  شنیده بودم قاضی پرونده ما بسیار انسان جدی ریز بین و بد اخلاقیه  با دیدنش اصلا حس بدی نداشتم و بر عکس از صلابتش بسیار خوشم اومد.

دیروزطی تماس یکی از دوستان از دادگاه فهمیدم موکلم براءت گرفته .............................................................................از خوشحالی تو خونه مثل بچگیام در حالیکه از خوشحالی جیغ میزدم بالا و پایین میپریدم اولین کاری که کردم به مهربان همسرم زنگ زدم میدونستم خوشحال میشه  ایشونم تو جلسه بود ولی وقتی هیجان منو شنید از جلسه بیرون اومد و خودش مجدد بهم زنگ زد و کلی دست مریزاد و خسته نباشید و تبریک گفت شب هم با یک جعبه شیرینی اومد خونه خلاصه روز و شب بسیار خوبی بود


[ پنج‌شنبه 21 آذر 1392 ] [ 10:29 ق.ظ ] [ سمیه ]
@message