X
تبلیغات
رایتل

کلبهء عشق ما
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

 

                                              

 

 ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــا م  دوســـــــــــــــــتــــــــــــــــــان 

اینم از برکــــــــــــات  مـــــــاه مبـــــارک رمضان هست که ایـــــــــن کلبه شور 

 و حال گذشته رو   به خودش گرفت.بـــــــــــه افتخار مامان جونی و وروجـــــــــــــکش.  

و صد البته به افتخار (( مــــــــــــــــــــاه رمضــــــــــــــان)).

چه میکنین با روزگی؟؟به این میگن روزه,نه اون روزه هایی که توی زمستون میگرفتیم ,که  

 به یک چشم بر هم زدن افطار میشد و دوباره سحر میشد<افطار<سحر..و یک دفعه عید فطر میشد. عید فطر این ماه رمضونا واقعا عید فطر هست.هر چند که گرسنگی فشار نمیاره ولی 

تشنگیش کمی اذیت کننده هست,مخصوصا روزهایی که میرم باشگاه که دیگه...  

دیروز از سر راه باشگاه با مامان و خواهری رفتیم خیابون و از اون طرف شام خونه ی مامانینا 

بودیم.دیشب سالگرد ازدواج مامانینا بود.سدنا و خاله جونیش خونه رو گرفته بودن روی 

 سرشون. خاله جون میزد و سدنا هم میرقصید..وااااای دیشب سدنا یک سبد گل گرفته بود 

دستشو توی خونه میچرخید و میگفت علوووووووووووس...خاله جونشم شلوغش میکرد و سدنا  

 هم توی جو قرار میگرفت و از خود بیخود میشد .در کل بگم که در همه جا و در همه ی زمان ها این معادله صادق هست. ((سدنا +خاله جونش =زلزله nریشتری.)) هر چند که خاله جون دیشب زیاد توی مود شلوغی نبود ولی بازم به خاطر سدنا تلاش خودشو میکرد. *

خلاصه این که دیشب هم کلی با سدناسر عکس گرفتن فیلم داشتیم .یکی از نکات اخلاقیه سدنا این هست که اگر روی یک کاری فوکوس کنی و بهش بگی  این کارو انجام بده مطلقا انجامش نمیده.دیشب دقیقا همین حالت شده بود و هر چه بهش میگفتیم :خواهش..تمنا ..خانومی..گلم..عسلم...بشین که ازت عکس بگیریم نشد که نشدددد...از هر ترفندی که به ذهنمون رسید استفاده کردیم تا این که اخرین ترفند یعنی اب بازی کار ساز بود و تونستیم ازش عکس بگیریم.(حتما عکسو براتون میگذارم..چون عکسی که با زحمت فراوان و  با گروه تدارکات و عوامل پشت صحنه گرفته بشه دیدن داره)).  

پ ن ۱:تکه کلام جدید سدنا:بشخیدا.شمنده=ببخشیدا شرمنده.که اینم ماجرا داره و یک اقایی که موتورش جلوی کالسکه سدنا بود گفتن ببخشیدا .شرمنده و سدنا از همون روز افتاد روی  

زبونش.((میگم بـــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــا شده به خاطر همین کاراش هست))  

پ ن ۲:فیلم ها ی ماه رمضــــــــــان هم که یک از یک جذااااااب ترن!!!!!!!!!! 

ادم احساس میکنه فیلم نامه به دست یک بچه ی ابتدایی نوشته شده که اووونم بعید 

میدونم یک بچه ی ابتدایی توی این دوره زمونه ندونه که مقدمات ازدواج چیه. 

(منظورم فیلم جراحت هست)

 از یک طرف میان بزرگ خان و خانواده اش  رو انسان های با شعور جلوه میدن و از  یک طرف بعد از ۴ سال نامزد بودن و بعد از تعیین زمان عروسی و از همه بدتر تقسیم کارت های عروسی  و خرید لباس عروس و ... یادشون افتاد که مثل این که ازمایش خووووووووووون ندادن.واقعا ممنونیم از گروه کارگردانی که یادشون انداختن ازمایش خون هم  برن  بدک نیست.!!!!!!!!!!!میدونم که ما ایرانی ها به فیلم های  بی سر و ته و فیلم هایی که از اون ها بدتر توی هیچ کجای دنیا نمی بینی  

 عادت داریم ولی دیگه به این که به شعور بیننده توهین بشه  عادت نداشتیم که کم کم داریم عادت میکنیم!!!!!!ا(بشر به عادت هست)!!البته عزیزان خودتونو اصلا ناراحت نکنین خواستن شوخی کنن ** 

فعلا. 

[ سه‌شنبه 26 مرداد 1389 ] [ 04:00 ب.ظ ] [ سمیه ]
درباره وبلاگ

31 سالمه همسری دارم به پاکی باران که عاشق هم هستیم و با عشقی پاک در کنار دختری مهربون و با احساس مثل پدرش با هم زندگی آرومی داریم عاشق درس خوندن و کتابم از محیطهای زنونه خوش نمیاد تو شغلم از آقا بالا سر و رییس داشتن بیزار بوده و هستم برا همین و خیلی دلایل دیگه شروع دوباره در تحصیلم داشتم و عاشق رشته ام هستم و عالی پیش رفتم به گونه ای که در 6 ترم با معدلی خوب درسم رو در رشته حقوق تموم کردم البته هرانجه دارم در اول مدیون خدای مهربونم هستم و بعد همسر صبور و فداکارم که در تمام زندگیم رد پای مهربانی همکاری و صداقتش هست و پدری نمونه برا دخترمون که همیشه میتونه به داشتن چنین پدری مدیر باشعور و مهربان به خودش بباله دوستتون دارممممممممممممممممم
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 152911

free counters "  Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker ما اومدیم. - کلبهء عشق ما
X
تبلیغات
رایتل
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

 

                                              

 

 ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــا م  دوســـــــــــــــــتــــــــــــــــــان 

اینم از برکــــــــــــات  مـــــــاه مبـــــارک رمضان هست که ایـــــــــن کلبه شور 

 و حال گذشته رو   به خودش گرفت.بـــــــــــه افتخار مامان جونی و وروجـــــــــــــکش.  

و صد البته به افتخار (( مــــــــــــــــــــاه رمضــــــــــــــان)).

چه میکنین با روزگی؟؟به این میگن روزه,نه اون روزه هایی که توی زمستون میگرفتیم ,که  

 به یک چشم بر هم زدن افطار میشد و دوباره سحر میشد<افطار<سحر..و یک دفعه عید فطر میشد. عید فطر این ماه رمضونا واقعا عید فطر هست.هر چند که گرسنگی فشار نمیاره ولی 

تشنگیش کمی اذیت کننده هست,مخصوصا روزهایی که میرم باشگاه که دیگه...  

دیروز از سر راه باشگاه با مامان و خواهری رفتیم خیابون و از اون طرف شام خونه ی مامانینا 

بودیم.دیشب سالگرد ازدواج مامانینا بود.سدنا و خاله جونیش خونه رو گرفته بودن روی 

 سرشون. خاله جون میزد و سدنا هم میرقصید..وااااای دیشب سدنا یک سبد گل گرفته بود 

دستشو توی خونه میچرخید و میگفت علوووووووووووس...خاله جونشم شلوغش میکرد و سدنا  

 هم توی جو قرار میگرفت و از خود بیخود میشد .در کل بگم که در همه جا و در همه ی زمان ها این معادله صادق هست. ((سدنا +خاله جونش =زلزله nریشتری.)) هر چند که خاله جون دیشب زیاد توی مود شلوغی نبود ولی بازم به خاطر سدنا تلاش خودشو میکرد. *

خلاصه این که دیشب هم کلی با سدناسر عکس گرفتن فیلم داشتیم .یکی از نکات اخلاقیه سدنا این هست که اگر روی یک کاری فوکوس کنی و بهش بگی  این کارو انجام بده مطلقا انجامش نمیده.دیشب دقیقا همین حالت شده بود و هر چه بهش میگفتیم :خواهش..تمنا ..خانومی..گلم..عسلم...بشین که ازت عکس بگیریم نشد که نشدددد...از هر ترفندی که به ذهنمون رسید استفاده کردیم تا این که اخرین ترفند یعنی اب بازی کار ساز بود و تونستیم ازش عکس بگیریم.(حتما عکسو براتون میگذارم..چون عکسی که با زحمت فراوان و  با گروه تدارکات و عوامل پشت صحنه گرفته بشه دیدن داره)).  

پ ن ۱:تکه کلام جدید سدنا:بشخیدا.شمنده=ببخشیدا شرمنده.که اینم ماجرا داره و یک اقایی که موتورش جلوی کالسکه سدنا بود گفتن ببخشیدا .شرمنده و سدنا از همون روز افتاد روی  

زبونش.((میگم بـــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــا شده به خاطر همین کاراش هست))  

پ ن ۲:فیلم ها ی ماه رمضــــــــــان هم که یک از یک جذااااااب ترن!!!!!!!!!! 

ادم احساس میکنه فیلم نامه به دست یک بچه ی ابتدایی نوشته شده که اووونم بعید 

میدونم یک بچه ی ابتدایی توی این دوره زمونه ندونه که مقدمات ازدواج چیه. 

(منظورم فیلم جراحت هست)

 از یک طرف میان بزرگ خان و خانواده اش  رو انسان های با شعور جلوه میدن و از  یک طرف بعد از ۴ سال نامزد بودن و بعد از تعیین زمان عروسی و از همه بدتر تقسیم کارت های عروسی  و خرید لباس عروس و ... یادشون افتاد که مثل این که ازمایش خووووووووووون ندادن.واقعا ممنونیم از گروه کارگردانی که یادشون انداختن ازمایش خون هم  برن  بدک نیست.!!!!!!!!!!!میدونم که ما ایرانی ها به فیلم های  بی سر و ته و فیلم هایی که از اون ها بدتر توی هیچ کجای دنیا نمی بینی  

 عادت داریم ولی دیگه به این که به شعور بیننده توهین بشه  عادت نداشتیم که کم کم داریم عادت میکنیم!!!!!!ا(بشر به عادت هست)!!البته عزیزان خودتونو اصلا ناراحت نکنین خواستن شوخی کنن ** 

فعلا. 

[ سه‌شنبه 26 مرداد 1389 ] [ 04:00 ب.ظ ] [ سمیه ]
@message