X
تبلیغات
رایتل

کلبهء عشق ما
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

وای که چقدر خوشحالم  

 

 

چقدر لذت بخشه  

چقدر هیجان داره 

 

هر روز که میگذره شیرین تر میشه 

سدنا رو میگم  

۱۹ فروردین بود که عسلکم برا اولین بار درست لحظه نهار که همه سر میز مشغول صرف غذا بودیم در حالیکه با خودش در حال بازی بود برا اولین بار کلمه ما ما و ابا (فتحه روی الف) ما رو سورپرایز کرد طوری که من دست از غذا کشیدم و بغلش کردم و تا تونستم غرق بوسه اش کردم بعد خاله جون و............

خدا جون شکر  

خیلی شکر  

سدنا بالاخره بعد از ۱ هفته که مدام جیغ میزد و سعی میکرد یک چیزی بگه بالاخره تونست و خودش هم کلی خوشحال بود 

۱۸ فروردین سال(۸۷) گذشته بود که ساعت ۱۰:۱۰ صبح برا اولین بار تو شکم مامانی تکون خورد و ابراز وجود کرد و امسال با یک روز تفاوت طور دیگه ای ابراز وجود کرد 

شکر 

شکر 

حالا دیگه شیطونک فهمیده ما از این حرکت خوشمون میاد مدام این کلمه رو تکرار میکنه و با لبخند شیطنت آمیز ما رو نگاه میکنه و منتظر عکس العمل ما میمونه  

الهی فداششششششششششششش  

 

دختر نازم در حال آب بازی 

سدنا معمولا قبل از دوش گرفتن ۲۰ تا ۳۰ دقیقه باید آب بازی کنه 

خدا رو شکر از اب هم نمیترسه و حمام کردنش با لذت و بازی همراهه و تا وقتی که نمیخواد لباس بپوشه کاملا سر حاله و خبری از گریه نیست

[ یکشنبه 23 فروردین 1388 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ سمیه ]
درباره وبلاگ

31 سالمه همسری دارم به پاکی باران که عاشق هم هستیم و با عشقی پاک در کنار دختری مهربون و با احساس مثل پدرش با هم زندگی آرومی داریم عاشق درس خوندن و کتابم از محیطهای زنونه خوش نمیاد تو شغلم از آقا بالا سر و رییس داشتن بیزار بوده و هستم برا همین و خیلی دلایل دیگه شروع دوباره در تحصیلم داشتم و عاشق رشته ام هستم و عالی پیش رفتم به گونه ای که در 6 ترم با معدلی خوب درسم رو در رشته حقوق تموم کردم البته هرانجه دارم در اول مدیون خدای مهربونم هستم و بعد همسر صبور و فداکارم که در تمام زندگیم رد پای مهربانی همکاری و صداقتش هست و پدری نمونه برا دخترمون که همیشه میتونه به داشتن چنین پدری مدیر باشعور و مهربان به خودش بباله دوستتون دارممممممممممممممممم
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 152874

free counters "  Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker سدنا گفت ممه - کلبهء عشق ما
X
تبلیغات
رایتل
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

وای که چقدر خوشحالم  

 

 

چقدر لذت بخشه  

چقدر هیجان داره 

 

هر روز که میگذره شیرین تر میشه 

سدنا رو میگم  

۱۹ فروردین بود که عسلکم برا اولین بار درست لحظه نهار که همه سر میز مشغول صرف غذا بودیم در حالیکه با خودش در حال بازی بود برا اولین بار کلمه ما ما و ابا (فتحه روی الف) ما رو سورپرایز کرد طوری که من دست از غذا کشیدم و بغلش کردم و تا تونستم غرق بوسه اش کردم بعد خاله جون و............

خدا جون شکر  

خیلی شکر  

سدنا بالاخره بعد از ۱ هفته که مدام جیغ میزد و سعی میکرد یک چیزی بگه بالاخره تونست و خودش هم کلی خوشحال بود 

۱۸ فروردین سال(۸۷) گذشته بود که ساعت ۱۰:۱۰ صبح برا اولین بار تو شکم مامانی تکون خورد و ابراز وجود کرد و امسال با یک روز تفاوت طور دیگه ای ابراز وجود کرد 

شکر 

شکر 

حالا دیگه شیطونک فهمیده ما از این حرکت خوشمون میاد مدام این کلمه رو تکرار میکنه و با لبخند شیطنت آمیز ما رو نگاه میکنه و منتظر عکس العمل ما میمونه  

الهی فداششششششششششششش  

 

دختر نازم در حال آب بازی 

سدنا معمولا قبل از دوش گرفتن ۲۰ تا ۳۰ دقیقه باید آب بازی کنه 

خدا رو شکر از اب هم نمیترسه و حمام کردنش با لذت و بازی همراهه و تا وقتی که نمیخواد لباس بپوشه کاملا سر حاله و خبری از گریه نیست

[ یکشنبه 23 فروردین 1388 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ سمیه ]
@message