X
تبلیغات
رایتل

کلبهء عشق ما
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

شگفتا:سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است .شاید این بدین معناست که پایانه نماز آغاز دیدار است . دکتر علی شریعتی  

 

 

هر از گاهی توقف بین راه فرصت خوبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به مسیر پیش رو... 

 

 

 

تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند 

 

 چه ساده با گریستن خود زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو معمایی می سازیم به نام زندگی. 

 

  

 

یادم باشد فردا ،حتما، ناز گل را بکشم...
حق به شب بو بدهم...
و نخندم دیگر، به ترکهای دل هر گلدان...!!
و به انگشت، نخی خواهم بست تا فراموش نگردد فردا...! زندگی شیرین است!
زندگی باید کرد...
و بدانم که شبی خواهم رفت...
و شبی هست که نباشد، پس از آن فردایی  

 

[ دوشنبه 14 بهمن 1387 ] [ 10:10 ق.ظ ] [ سمیه ]
درباره وبلاگ

31 سالمه همسری دارم به پاکی باران که عاشق هم هستیم و با عشقی پاک در کنار دختری مهربون و با احساس مثل پدرش با هم زندگی آرومی داریم عاشق درس خوندن و کتابم از محیطهای زنونه خوش نمیاد تو شغلم از آقا بالا سر و رییس داشتن بیزار بوده و هستم برا همین و خیلی دلایل دیگه شروع دوباره در تحصیلم داشتم و عاشق رشته ام هستم و عالی پیش رفتم به گونه ای که در 6 ترم با معدلی خوب درسم رو در رشته حقوق تموم کردم البته هرانجه دارم در اول مدیون خدای مهربونم هستم و بعد همسر صبور و فداکارم که در تمام زندگیم رد پای مهربانی همکاری و صداقتش هست و پدری نمونه برا دخترمون که همیشه میتونه به داشتن چنین پدری مدیر باشعور و مهربان به خودش بباله دوستتون دارممممممممممممممممم
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 152911

free counters "  Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker دل نوشته - کلبهء عشق ما
X
تبلیغات
رایتل
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

شگفتا:سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است .شاید این بدین معناست که پایانه نماز آغاز دیدار است . دکتر علی شریعتی  

 

 

هر از گاهی توقف بین راه فرصت خوبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به مسیر پیش رو... 

 

 

 

تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند 

 

 چه ساده با گریستن خود زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو معمایی می سازیم به نام زندگی. 

 

  

 

یادم باشد فردا ،حتما، ناز گل را بکشم...
حق به شب بو بدهم...
و نخندم دیگر، به ترکهای دل هر گلدان...!!
و به انگشت، نخی خواهم بست تا فراموش نگردد فردا...! زندگی شیرین است!
زندگی باید کرد...
و بدانم که شبی خواهم رفت...
و شبی هست که نباشد، پس از آن فردایی  

 

[ دوشنبه 14 بهمن 1387 ] [ 10:10 ق.ظ ] [ سمیه ]
@message