X
تبلیغات
رایتل

کلبهء عشق ما
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

به دوستان گل وب لاگی خودمون سلام میگیم جمع بستم چون این سلام من تنها نیست بلکه بابایی و دخمر ناز و شیطون ما هم در این سلام سهم دارن

دیگه باید آرام آرام شمارش معکوس رو شروع کنیم شمارش معکوس برای تولد یک فرشته کوچولو

یک هدیه آسمونی و امانت الهی یک دختر گل از نژاد آسمان

وقتی فکر میکنم این روزهای خوب دارن تموم میشن دلم میگیره آخه همش خاطرات خوب بود وقتی انسان حس کنه خداوند امانت خودش رو تو وجود  تو  گذاشته و این مسئولیت را به تو داده تا این مسافر کوچولو و معصوم رو به سلامت به این دنیا هدیه کنی یه جور حس توانمندی و به خود بالیدن به انسان دست میده الهی که تمام زنان که آرزوی مادری رو دارن بتونن این حس قشنگ و روزهای خوش رو تجربه کنن روزها و شبهایی که با وجود سختیهای خودش ولی دل چسب است حتی به نظر من این شب نخوابی های که طی این ۲ الی ۳ هفته منو در گیر خودش کرده هم یه جورایی لذت بخشه چون حتی تو اون ساعت هایی که شاید خیلی ها خواب باشن تو رو بیدار نگه میداره و تو بیشتر به خدای خودت و خدای این فرشته کوچولو فکر میکنی اتفاقی که شاید در گذشته به سبب خواب بودن و شاید کمی هم غفلت و روز مررگی هیچ وقت اتفاق نمی افتاده و شاید هم کمتر پیش میومده پس این هم باز لطف خداست

فرشته کوچولوی ما این روزها بزرگتر شده و به قول بابایی دیگه این آشیونه براش داره کوچولو میشه وقتی این نی نی ما این روزها به سختی تکون میخوره بابایی کلی براش اظهار دل سوزی میکنه و دل داریش میده که به زودی از این خونه کوچولو راحت میشه

وقتی بابایی با نی نی صحبت میکنه اون کاملا بی حرکت میمونه انگار که داره میشنوه  وآروم میگیره و دقیقا بعد از ۲ با ۳ دقیفه از سکوت بابایی میگذره شروع به حرکت میکنه تا حالا فکر میکردم شاید اتفافی باشه یا یه جور تلقین ولی ۲ روز پیش که به یک کتاب فروشی رفته بودم کتابی در زمینه رابطه پدر و فرزند از قبل از تولد تا ...پیدا کردم و اونجا با نهایت تعجب دیدم که نه این اتفاق نه تصادفیه و نه تلقین بلکه جنین در شکم مادر صداهای بم مثل صدای  پدر رو خیلی بهتر از صداهای دیگه تشخیص میده و بعد از مدتی با صدا انس میگیره و بعد از تولد هم اون صدا رو زودتر تشخیص میده الهی من فدای این نی نی باهوش و با احساس خودم بشم که دقیقا از اواخر ۶ ماهگی این عکس العمل رو نشون میداد  و با بابایی خودش سر رفاقت رو باز کرده و به محبت بابایی جواب میده

من هم این روزها بیکار نموندم و از حرکات فرشته کوچولوی خودمون  فیلم گرفتم تا بعدها  که خودش مامان شد شیطونی های خودش رو  ببینه و گله از از  تکونهای شدید نی نی خودش نکنه . در ضمن خاطرات هفته به هفته خودمون رو هم براش رو نوار ضبط میکنم

طی ۲ هفته گذشته اینقدر تکونهاش شدید بود که کاملا از روی لباس معلوم بود و بیشتر اوقات من و بابایی رو به خنده می انداخت تا جایی که حتی تو خیابون نگران بودم کسی متوجه نشه یا وقتی تو نوبت دکتر نشستم این خانوم عرضه اندامش بیشتر میشد وامان از دست این خاله جونش که نقطه ضعف نی نی رو پیدا کرده و به محض اینکه منو میبینه با یه لیوان شربت خنک و بستنی از ما یعنی بیشتر نی نی  پذیرایی میکنه و بلافاصله پای کاناپه میشینه و خیره خیره شیکم مامانی رو نگاه میکنه این دخمر ما هم که  عاشق شیرینی و البته موسیقی  بیشترشاد و گاها آروم با این کار خاله جونش سر از پا نمیشناسه و چنان حرکات آکروباتی انجام میده که بعضا نفسم بند میاد  و گاهی هم اینقدر محکم میزنه که دلم درد میگیره و خاله جونش هم اون طرف از ذوق ریسه میره البته دایی جونش هم این دفعه که اومده بود خونه این شیرین کاری رو دید و کلی قربون صدقه این فنقلی میرفت. تقریبا دیگه همه میدونن این نی نی به چی علاقه داره و هر کجا میریم حسابی ازش پذیرایی میکنن و بعد منتظرن تا نی نی هم با تکوناش به اونه جواب بده و اونها هم قربون صدفه اش برن .نمیدونم وقتی بیاد با این همه  طرفدار میخواد  چیکار کنه

[ پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ سمیه ]
درباره وبلاگ

31 سالمه همسری دارم به پاکی باران که عاشق هم هستیم و با عشقی پاک در کنار دختری مهربون و با احساس مثل پدرش با هم زندگی آرومی داریم عاشق درس خوندن و کتابم از محیطهای زنونه خوش نمیاد تو شغلم از آقا بالا سر و رییس داشتن بیزار بوده و هستم برا همین و خیلی دلایل دیگه شروع دوباره در تحصیلم داشتم و عاشق رشته ام هستم و عالی پیش رفتم به گونه ای که در 6 ترم با معدلی خوب درسم رو در رشته حقوق تموم کردم البته هرانجه دارم در اول مدیون خدای مهربونم هستم و بعد همسر صبور و فداکارم که در تمام زندگیم رد پای مهربانی همکاری و صداقتش هست و پدری نمونه برا دخترمون که همیشه میتونه به داشتن چنین پدری مدیر باشعور و مهربان به خودش بباله دوستتون دارممممممممممممممممم
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 152831

free counters "  Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker شمارش معکوس - کلبهء عشق ما
X
تبلیغات
رایتل
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

به دوستان گل وب لاگی خودمون سلام میگیم جمع بستم چون این سلام من تنها نیست بلکه بابایی و دخمر ناز و شیطون ما هم در این سلام سهم دارن

دیگه باید آرام آرام شمارش معکوس رو شروع کنیم شمارش معکوس برای تولد یک فرشته کوچولو

یک هدیه آسمونی و امانت الهی یک دختر گل از نژاد آسمان

وقتی فکر میکنم این روزهای خوب دارن تموم میشن دلم میگیره آخه همش خاطرات خوب بود وقتی انسان حس کنه خداوند امانت خودش رو تو وجود  تو  گذاشته و این مسئولیت را به تو داده تا این مسافر کوچولو و معصوم رو به سلامت به این دنیا هدیه کنی یه جور حس توانمندی و به خود بالیدن به انسان دست میده الهی که تمام زنان که آرزوی مادری رو دارن بتونن این حس قشنگ و روزهای خوش رو تجربه کنن روزها و شبهایی که با وجود سختیهای خودش ولی دل چسب است حتی به نظر من این شب نخوابی های که طی این ۲ الی ۳ هفته منو در گیر خودش کرده هم یه جورایی لذت بخشه چون حتی تو اون ساعت هایی که شاید خیلی ها خواب باشن تو رو بیدار نگه میداره و تو بیشتر به خدای خودت و خدای این فرشته کوچولو فکر میکنی اتفاقی که شاید در گذشته به سبب خواب بودن و شاید کمی هم غفلت و روز مررگی هیچ وقت اتفاق نمی افتاده و شاید هم کمتر پیش میومده پس این هم باز لطف خداست

فرشته کوچولوی ما این روزها بزرگتر شده و به قول بابایی دیگه این آشیونه براش داره کوچولو میشه وقتی این نی نی ما این روزها به سختی تکون میخوره بابایی کلی براش اظهار دل سوزی میکنه و دل داریش میده که به زودی از این خونه کوچولو راحت میشه

وقتی بابایی با نی نی صحبت میکنه اون کاملا بی حرکت میمونه انگار که داره میشنوه  وآروم میگیره و دقیقا بعد از ۲ با ۳ دقیفه از سکوت بابایی میگذره شروع به حرکت میکنه تا حالا فکر میکردم شاید اتفافی باشه یا یه جور تلقین ولی ۲ روز پیش که به یک کتاب فروشی رفته بودم کتابی در زمینه رابطه پدر و فرزند از قبل از تولد تا ...پیدا کردم و اونجا با نهایت تعجب دیدم که نه این اتفاق نه تصادفیه و نه تلقین بلکه جنین در شکم مادر صداهای بم مثل صدای  پدر رو خیلی بهتر از صداهای دیگه تشخیص میده و بعد از مدتی با صدا انس میگیره و بعد از تولد هم اون صدا رو زودتر تشخیص میده الهی من فدای این نی نی باهوش و با احساس خودم بشم که دقیقا از اواخر ۶ ماهگی این عکس العمل رو نشون میداد  و با بابایی خودش سر رفاقت رو باز کرده و به محبت بابایی جواب میده

من هم این روزها بیکار نموندم و از حرکات فرشته کوچولوی خودمون  فیلم گرفتم تا بعدها  که خودش مامان شد شیطونی های خودش رو  ببینه و گله از از  تکونهای شدید نی نی خودش نکنه . در ضمن خاطرات هفته به هفته خودمون رو هم براش رو نوار ضبط میکنم

طی ۲ هفته گذشته اینقدر تکونهاش شدید بود که کاملا از روی لباس معلوم بود و بیشتر اوقات من و بابایی رو به خنده می انداخت تا جایی که حتی تو خیابون نگران بودم کسی متوجه نشه یا وقتی تو نوبت دکتر نشستم این خانوم عرضه اندامش بیشتر میشد وامان از دست این خاله جونش که نقطه ضعف نی نی رو پیدا کرده و به محض اینکه منو میبینه با یه لیوان شربت خنک و بستنی از ما یعنی بیشتر نی نی  پذیرایی میکنه و بلافاصله پای کاناپه میشینه و خیره خیره شیکم مامانی رو نگاه میکنه این دخمر ما هم که  عاشق شیرینی و البته موسیقی  بیشترشاد و گاها آروم با این کار خاله جونش سر از پا نمیشناسه و چنان حرکات آکروباتی انجام میده که بعضا نفسم بند میاد  و گاهی هم اینقدر محکم میزنه که دلم درد میگیره و خاله جونش هم اون طرف از ذوق ریسه میره البته دایی جونش هم این دفعه که اومده بود خونه این شیرین کاری رو دید و کلی قربون صدقه این فنقلی میرفت. تقریبا دیگه همه میدونن این نی نی به چی علاقه داره و هر کجا میریم حسابی ازش پذیرایی میکنن و بعد منتظرن تا نی نی هم با تکوناش به اونه جواب بده و اونها هم قربون صدفه اش برن .نمیدونم وقتی بیاد با این همه  طرفدار میخواد  چیکار کنه

[ پنج‌شنبه 10 مرداد 1387 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ سمیه ]
@message