X
تبلیغات
رایتل

کلبهء عشق ما
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

عسلک مامان سلام

با امشب ۲ شب میشه که ما یعنی من و باباجون از وجود تو مطلع شدیم همه حرف خونمون شده عسلکمون ۲ شب از بهترین شبهای زندگیمون با بابایی خیلی خوشحالیم

 بابا امروز می پرسید به نظر من دختری یا پسر ؟ نمیدونستم چی بگم ولی خودش گفت مهم نیست همین که سالم باشه  و صالح بشه کافیه بابایی تو راه که میومدیم یاد بچه گی های مامان کرده بود و میگفت که شما هم مثل کوچولویی های من تپل و خوشگل میشی البته این نظر بابایی بود ولی منم مطمئنم خوردنی میشی  اگر حافظه اتم به بابا ببره که معرکه میشه میبینی که بچگی های منو یادشه حتی میگه من یه دامن قرمز پلیسه با کفش قرمز داشتم که اون خیلی اونها رو دوست داشته  

 امروز صبح اومد بالا سرمون و آروم منو  برا صبحونه بیدار کرد می گفت مامانی باید به موقع و کامل  صبحونه بخوره تا هم خودش و هم نی نی تو شکمش روزای خوبی رو بتونن سپری کنن با اینکه خوابم می اومد ولی دستشو گرفتم و از رختخواب به خاطر هر دوتون پا شدم و اول ۲ تا خرما خوردم بعد جای دوستان خالی نصف یه انار شیرین رو آخه تو کتابی که مریم جون داده  برا این روزها کلی آداب نوشته مثلا چی بخوری ؟کی بخوری؟ چه دعایی بخونی ؟چی کار بکنی؟ چی کار نکنی؟ و کلی چیزه دیگه که همه رو به خاطر عسلکم رعایت میکنم

 امروز با خاله زینب در مورد شما تلفنی صحبت می کردم آخه اون ماما هستش و تو این صفر ۲۸۰ روزه می تونه راهنمای خوبی برا هر دومون باشه در ضمن خاله جون سمیرا هم برامون اس ام اس کرده بود و خواسته بود جیگر عسلکمو بخوره و  تولد مامانی رو هم تبریک گفته بود منم هم از اینجا و هم اس ام اسی ازش تشکر میکنم خیلی با محبته

راستی گلم امروز تو کتابی که می خوندم نوشته بود  که تو یک کیسه پر مایع شناوری یه مغز ساده و ستون فقرات و دستگاه عصبی  داری و همینطور یه جیزایی از دهان و ارواره و دستگاه گوارش رو هم داری معده و قفسه سینه ات هم در حال شکل گرفتنه قلبت به صورت یه بر امدگی بزرگ جلوی سینه ات قابل روئیته که تا پایان هفته ششم شروع به تپیدن میکنه  ۴ تا جوونه کوچولو هم داری که به زودی تبدیل به دستهای نازو پاهای کوچولوت میشن

از قدت بگم مامانی که خیلی رعناس الان عسلک ما ۶ میلی متره یعنی اندازه یه هسته سیب

 الان این شکلی شدی مامانی ولی به زودی خیلی خوشمل تر میشی

نگران نشو منو بابای کاملا مواظبت هستیم و هر کاری که لازم باشه انجام میدیم تا شما راحت و سلامت باشین

با فرشیده جون دکترمون که دختر دائیمون هم هست(یواش یواش باید هم رو بشناسی)در مورد شما دیشب صحبت کردم نمیدونی چقدر از شنیدن این خبر که شما به وجود اومدی خوشحال شد

و کلی سفارشتو کرد امروز عصر هم طبق دستور ایشون رفتم و برات اسید فولیک۵ و کلی چیزای تقویتی خریدم فردا هم قراره دوست بابایی یه مدل  قرص آمریکایی بیاره  برات که خیلی مفیده منم هر چیزی که برات مفید باشه رو شروع به مصرف کردم البته یه چند ماهیی میشه که دارم خودمو و بدنمو برا اومدنت اماده میکنم پس جای هیچ نگرانی نیست همه چیز مرتبه ذخایر بدن مامانی کافیه کافیه

  از خدا هم سلامتی تن و روحتو خواستم و میدونم که اونو  هم بهمون میده پس تو هم در کمال آرامش سیر تکاملی خودت رو طی کن همه چیز اینجا برا اومدنت اماده اس  این روزا بابای به فکر عوض کردن خونه افتاده دیشب میگفت که باید برات یه خونه تهیه کنه که یه اتاق مناسب برا وسایل شما داشته باشه اخه الان خونمون یه خوابه اس ولی بابا قول داده اگه خدا بخواد یه تغییری بده من و بابایی خیلی دوستت داریم و بی صبرانه منتظریم روی ماهتو ببینیم و ببوسیم ولی خیلی دیگه مونده   

دوستت داریم خوب بخوابی

مامانی و بابایی

[ جمعه 7 دی 1386 ] [ 12:08 ق.ظ ] [ سمیه ]
درباره وبلاگ

31 سالمه همسری دارم به پاکی باران که عاشق هم هستیم و با عشقی پاک در کنار دختری مهربون و با احساس مثل پدرش با هم زندگی آرومی داریم عاشق درس خوندن و کتابم از محیطهای زنونه خوش نمیاد تو شغلم از آقا بالا سر و رییس داشتن بیزار بوده و هستم برا همین و خیلی دلایل دیگه شروع دوباره در تحصیلم داشتم و عاشق رشته ام هستم و عالی پیش رفتم به گونه ای که در 6 ترم با معدلی خوب درسم رو در رشته حقوق تموم کردم البته هرانجه دارم در اول مدیون خدای مهربونم هستم و بعد همسر صبور و فداکارم که در تمام زندگیم رد پای مهربانی همکاری و صداقتش هست و پدری نمونه برا دخترمون که همیشه میتونه به داشتن چنین پدری مدیر باشعور و مهربان به خودش بباله دوستتون دارممممممممممممممممم
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 152874

free counters "  Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker اسمتو فعلا گذاشتیم عسلک - کلبهء عشق ما
X
تبلیغات
رایتل
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

عسلک مامان سلام

با امشب ۲ شب میشه که ما یعنی من و باباجون از وجود تو مطلع شدیم همه حرف خونمون شده عسلکمون ۲ شب از بهترین شبهای زندگیمون با بابایی خیلی خوشحالیم

 بابا امروز می پرسید به نظر من دختری یا پسر ؟ نمیدونستم چی بگم ولی خودش گفت مهم نیست همین که سالم باشه  و صالح بشه کافیه بابایی تو راه که میومدیم یاد بچه گی های مامان کرده بود و میگفت که شما هم مثل کوچولویی های من تپل و خوشگل میشی البته این نظر بابایی بود ولی منم مطمئنم خوردنی میشی  اگر حافظه اتم به بابا ببره که معرکه میشه میبینی که بچگی های منو یادشه حتی میگه من یه دامن قرمز پلیسه با کفش قرمز داشتم که اون خیلی اونها رو دوست داشته  

 امروز صبح اومد بالا سرمون و آروم منو  برا صبحونه بیدار کرد می گفت مامانی باید به موقع و کامل  صبحونه بخوره تا هم خودش و هم نی نی تو شکمش روزای خوبی رو بتونن سپری کنن با اینکه خوابم می اومد ولی دستشو گرفتم و از رختخواب به خاطر هر دوتون پا شدم و اول ۲ تا خرما خوردم بعد جای دوستان خالی نصف یه انار شیرین رو آخه تو کتابی که مریم جون داده  برا این روزها کلی آداب نوشته مثلا چی بخوری ؟کی بخوری؟ چه دعایی بخونی ؟چی کار بکنی؟ چی کار نکنی؟ و کلی چیزه دیگه که همه رو به خاطر عسلکم رعایت میکنم

 امروز با خاله زینب در مورد شما تلفنی صحبت می کردم آخه اون ماما هستش و تو این صفر ۲۸۰ روزه می تونه راهنمای خوبی برا هر دومون باشه در ضمن خاله جون سمیرا هم برامون اس ام اس کرده بود و خواسته بود جیگر عسلکمو بخوره و  تولد مامانی رو هم تبریک گفته بود منم هم از اینجا و هم اس ام اسی ازش تشکر میکنم خیلی با محبته

راستی گلم امروز تو کتابی که می خوندم نوشته بود  که تو یک کیسه پر مایع شناوری یه مغز ساده و ستون فقرات و دستگاه عصبی  داری و همینطور یه جیزایی از دهان و ارواره و دستگاه گوارش رو هم داری معده و قفسه سینه ات هم در حال شکل گرفتنه قلبت به صورت یه بر امدگی بزرگ جلوی سینه ات قابل روئیته که تا پایان هفته ششم شروع به تپیدن میکنه  ۴ تا جوونه کوچولو هم داری که به زودی تبدیل به دستهای نازو پاهای کوچولوت میشن

از قدت بگم مامانی که خیلی رعناس الان عسلک ما ۶ میلی متره یعنی اندازه یه هسته سیب

 الان این شکلی شدی مامانی ولی به زودی خیلی خوشمل تر میشی

نگران نشو منو بابای کاملا مواظبت هستیم و هر کاری که لازم باشه انجام میدیم تا شما راحت و سلامت باشین

با فرشیده جون دکترمون که دختر دائیمون هم هست(یواش یواش باید هم رو بشناسی)در مورد شما دیشب صحبت کردم نمیدونی چقدر از شنیدن این خبر که شما به وجود اومدی خوشحال شد

و کلی سفارشتو کرد امروز عصر هم طبق دستور ایشون رفتم و برات اسید فولیک۵ و کلی چیزای تقویتی خریدم فردا هم قراره دوست بابایی یه مدل  قرص آمریکایی بیاره  برات که خیلی مفیده منم هر چیزی که برات مفید باشه رو شروع به مصرف کردم البته یه چند ماهیی میشه که دارم خودمو و بدنمو برا اومدنت اماده میکنم پس جای هیچ نگرانی نیست همه چیز مرتبه ذخایر بدن مامانی کافیه کافیه

  از خدا هم سلامتی تن و روحتو خواستم و میدونم که اونو  هم بهمون میده پس تو هم در کمال آرامش سیر تکاملی خودت رو طی کن همه چیز اینجا برا اومدنت اماده اس  این روزا بابای به فکر عوض کردن خونه افتاده دیشب میگفت که باید برات یه خونه تهیه کنه که یه اتاق مناسب برا وسایل شما داشته باشه اخه الان خونمون یه خوابه اس ولی بابا قول داده اگه خدا بخواد یه تغییری بده من و بابایی خیلی دوستت داریم و بی صبرانه منتظریم روی ماهتو ببینیم و ببوسیم ولی خیلی دیگه مونده   

دوستت داریم خوب بخوابی

مامانی و بابایی

[ جمعه 7 دی 1386 ] [ 12:08 ق.ظ ] [ سمیه ]
@message