X
تبلیغات
رایتل

کلبهء عشق ما
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

امشب برای ما شب خاطره انگیزیه  امشب شب سالگرد ازدواج ماست      دقیقا 6 سال از ازدواج من و علی میگذره ولی هر چقدر فکر میکنم به نظرم بیش تر از 3 سال نمیاد چقدر این روزها زود میگذرن. 8 شب پیش هم تولد علی بو.علی اون شب ۳۴ ساله شد .تولد علی رو تو باغ بابا گرفتیم البته شب قبلش به همین مناسبت یه مهمونی براش ترتیب دادم و خودش تا آخر شب هم نمیدونست چه خبره البته هیچکس نمیدونست به جزء من و خواهرم که اون روز خیلی کمکم بود

.

 با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک
فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک
 

 امشب  رو به همسرم  تبریک میگم

چشم تو از کهکشان راه شیری هم سرست
پیش چشمان تو یاس و ناز و مریم پر پر است
من نمی دانم چه رازی بین عشق و اسم توست
 اسم تو از هر چه زیباتر دیده ام زیباتر است

[ پنج‌شنبه 8 شهریور 1386 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ سمیه ]
درباره وبلاگ

31 سالمه همسری دارم به پاکی باران که عاشق هم هستیم و با عشقی پاک در کنار دختری مهربون و با احساس مثل پدرش با هم زندگی آرومی داریم عاشق درس خوندن و کتابم از محیطهای زنونه خوش نمیاد تو شغلم از آقا بالا سر و رییس داشتن بیزار بوده و هستم برا همین و خیلی دلایل دیگه شروع دوباره در تحصیلم داشتم و عاشق رشته ام هستم و عالی پیش رفتم به گونه ای که در 6 ترم با معدلی خوب درسم رو در رشته حقوق تموم کردم البته هرانجه دارم در اول مدیون خدای مهربونم هستم و بعد همسر صبور و فداکارم که در تمام زندگیم رد پای مهربانی همکاری و صداقتش هست و پدری نمونه برا دخترمون که همیشه میتونه به داشتن چنین پدری مدیر باشعور و مهربان به خودش بباله دوستتون دارممممممممممممممممم
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 153219

free counters "  Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker نهم شهریور شما رو یاد یه چیزی نمیندازه(۹/۶/۸۰) - کلبهء عشق ما
X
تبلیغات
رایتل
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

امشب برای ما شب خاطره انگیزیه  امشب شب سالگرد ازدواج ماست      دقیقا 6 سال از ازدواج من و علی میگذره ولی هر چقدر فکر میکنم به نظرم بیش تر از 3 سال نمیاد چقدر این روزها زود میگذرن. 8 شب پیش هم تولد علی بو.علی اون شب ۳۴ ساله شد .تولد علی رو تو باغ بابا گرفتیم البته شب قبلش به همین مناسبت یه مهمونی براش ترتیب دادم و خودش تا آخر شب هم نمیدونست چه خبره البته هیچکس نمیدونست به جزء من و خواهرم که اون روز خیلی کمکم بود

.

 با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک
فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک
 

 امشب  رو به همسرم  تبریک میگم

چشم تو از کهکشان راه شیری هم سرست
پیش چشمان تو یاس و ناز و مریم پر پر است
من نمی دانم چه رازی بین عشق و اسم توست
 اسم تو از هر چه زیباتر دیده ام زیباتر است

[ پنج‌شنبه 8 شهریور 1386 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ سمیه ]
@message