X
تبلیغات
رایتل

کلبهء عشق ما
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

امروز روز نسبتا پر کاری داشتم البته اگه بگم پر درس بهتره هفته آینده امتحاناتم شروع میشه و تا ۵ مرداد درگیرم.امروز به قدری سرگرم درس بودم که اصلا متوجه سرو صدای سنگبری همسایه نبودم تا اینکه بلند شدم نهار آماده کنم که تازه فهمیدم بیرون چه خبره!

با اینکه خیلی خسته ام ولی خوابم نمیگیره کلی تو تخت خواب غلت زدم ولی فایده نداشت گفتم بیام وچند خطی بنویسمکه نگار هم کلاسیم on شد و مجبور شدم صدای یاهو رو قطع کنم تا مزاحم علی نشم نگار هم نگران امتحان جمعه است همه نگرانیم آخه ترم قبل فقط  ۱ یا ۲ قبولی داشتن ۰توکل به خدا)

امروز عصر هم با منیژه دوستم که اومده بود خونه ما ۵ ساعت درس خوندیم اینقدر برنامه نوشتیم و اجرا کردیم که به قول منیژه مخمون هنگ کرد.خیلی از این امتحان میترسم شایدم زیادی برا خودمون غولش کردیم

این روزا نگار هم شده مثل آدمای عاشق  خودش سر کلاسه ولی.....البته حق داره تازه نامزدش از پیشش رفته (البته قول داده بیشتر به نگار سر بزنه )تمام موبایل نگار شده عکس امین

حتی منشی آموزشگاه هم احوال امین رو میگیره خلاصه هر کس میخواد نگار و خوشحال کنه فقط کافی احوال امین رو بگیره (اینم چند خطی اندر احوالات دوست عاشق پیشه ما که همه چیزش شده امممممممممیییییییییننننننن)این هم یک شعر  از مریم حیدر زاده تقدیم به نگار و امین

ای علت قشنگی رویا و خواب من
تنها دلیل گل شدن اضطراب من
ای راه حل ساده ی جبران تشنگی
فواره ی نگاه قشنگ تو آب من
رفتی چه قدر ساده دل آسمان شکست
در عکس مهربان تو در کنج قاب من
باران چه قدر حرف تو را گوش می کند
می بارد آن قدر که نیایی به خواب من
گرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرد
از اوج دل ندادن تو یا عذاب من
اما دل شکسته ی من باز هم نوشت
صد آفرین به چشم تو و انتخاب من


دیگه چشام داره میفته اینم از پست امشب وای بالاخره خوابم گرفت راستی فردا عصر هم مهمونی عاطیه(جاری محترم)به مناسبت سالگرد ازدواجشون یه مهمونی ترتیب داده البته آقای خونه فردا باید تنها بمونه خونه چون مهمونی زنونس   و آقایون دعوت نیستن خوب پیش میاد دیگه

منم دیگه میرم مسواک بزنم و بخوابم(نزدیک بود این یه قلم رو یادم بره )  فردا هم خیلی درس دارم و هم خیلی کار

 شب خوش

 

 

 

[ جمعه 22 تیر 1386 ] [ 01:03 ق.ظ ] [ سمیه ]
درباره وبلاگ

31 سالمه همسری دارم به پاکی باران که عاشق هم هستیم و با عشقی پاک در کنار دختری مهربون و با احساس مثل پدرش با هم زندگی آرومی داریم عاشق درس خوندن و کتابم از محیطهای زنونه خوش نمیاد تو شغلم از آقا بالا سر و رییس داشتن بیزار بوده و هستم برا همین و خیلی دلایل دیگه شروع دوباره در تحصیلم داشتم و عاشق رشته ام هستم و عالی پیش رفتم به گونه ای که در 6 ترم با معدلی خوب درسم رو در رشته حقوق تموم کردم البته هرانجه دارم در اول مدیون خدای مهربونم هستم و بعد همسر صبور و فداکارم که در تمام زندگیم رد پای مهربانی همکاری و صداقتش هست و پدری نمونه برا دخترمون که همیشه میتونه به داشتن چنین پدری مدیر باشعور و مهربان به خودش بباله دوستتون دارممممممممممممممممم
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 152831

free counters "  Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker ترس از امتحان - کلبهء عشق ما
X
تبلیغات
رایتل
عکسها و خاطرات دخترم سدنا الهه دریاها خدای خوبیها

امروز روز نسبتا پر کاری داشتم البته اگه بگم پر درس بهتره هفته آینده امتحاناتم شروع میشه و تا ۵ مرداد درگیرم.امروز به قدری سرگرم درس بودم که اصلا متوجه سرو صدای سنگبری همسایه نبودم تا اینکه بلند شدم نهار آماده کنم که تازه فهمیدم بیرون چه خبره!

با اینکه خیلی خسته ام ولی خوابم نمیگیره کلی تو تخت خواب غلت زدم ولی فایده نداشت گفتم بیام وچند خطی بنویسمکه نگار هم کلاسیم on شد و مجبور شدم صدای یاهو رو قطع کنم تا مزاحم علی نشم نگار هم نگران امتحان جمعه است همه نگرانیم آخه ترم قبل فقط  ۱ یا ۲ قبولی داشتن ۰توکل به خدا)

امروز عصر هم با منیژه دوستم که اومده بود خونه ما ۵ ساعت درس خوندیم اینقدر برنامه نوشتیم و اجرا کردیم که به قول منیژه مخمون هنگ کرد.خیلی از این امتحان میترسم شایدم زیادی برا خودمون غولش کردیم

این روزا نگار هم شده مثل آدمای عاشق  خودش سر کلاسه ولی.....البته حق داره تازه نامزدش از پیشش رفته (البته قول داده بیشتر به نگار سر بزنه )تمام موبایل نگار شده عکس امین

حتی منشی آموزشگاه هم احوال امین رو میگیره خلاصه هر کس میخواد نگار و خوشحال کنه فقط کافی احوال امین رو بگیره (اینم چند خطی اندر احوالات دوست عاشق پیشه ما که همه چیزش شده امممممممممیییییییییننننننن)این هم یک شعر  از مریم حیدر زاده تقدیم به نگار و امین

ای علت قشنگی رویا و خواب من
تنها دلیل گل شدن اضطراب من
ای راه حل ساده ی جبران تشنگی
فواره ی نگاه قشنگ تو آب من
رفتی چه قدر ساده دل آسمان شکست
در عکس مهربان تو در کنج قاب من
باران چه قدر حرف تو را گوش می کند
می بارد آن قدر که نیایی به خواب من
گرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرد
از اوج دل ندادن تو یا عذاب من
اما دل شکسته ی من باز هم نوشت
صد آفرین به چشم تو و انتخاب من


دیگه چشام داره میفته اینم از پست امشب وای بالاخره خوابم گرفت راستی فردا عصر هم مهمونی عاطیه(جاری محترم)به مناسبت سالگرد ازدواجشون یه مهمونی ترتیب داده البته آقای خونه فردا باید تنها بمونه خونه چون مهمونی زنونس   و آقایون دعوت نیستن خوب پیش میاد دیگه

منم دیگه میرم مسواک بزنم و بخوابم(نزدیک بود این یه قلم رو یادم بره )  فردا هم خیلی درس دارم و هم خیلی کار

 شب خوش

 

 

 

[ جمعه 22 تیر 1386 ] [ 01:03 ق.ظ ] [ سمیه ]
@message